عبد الحسين نوايى

284

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

نيست كه ما خود به دست خويش آن را از دست فروگذاريم . اين بيان كوتاه به قدرى جامع و پرمعنى بود كه ديگر جاى ترديدى براى هيچيك از وكلا باقى نگذاشت . ديگران نيز به همين ترتيب مختصرا سخن گفتند و همگى از عزت و شرف ملى خود و استقلال و آزادى خويش دفاع كردند و ، در حالى كه مأمورين كنسولگرى روس با خشم و كينه به آنان چشم دوخته بودند ، هنگام راى دادن ، نام هركس كه خوانده مىشد برمىخاست و از شرف و حيثيت موكلين خود دفاع مىنمود . سرانجام به هيئت اجتماع اولتيماتوم را رد كردند . در حالى كه مىدانستند جان و مال و زن و فرزندشان در خطر است . درود همهء مردم ايران بر روان پاك آنان باد كه در مقابل بيگانهء زورمند سر فرود نياوردند . رأى وكلاى مجلس اشك از ديدهء ايران‌پرستان جارى ساخت . مردم وكلا را در آغوش مىگرفتند و آنان را تمجيد مىكردند . اما در مقابل اعضاء هيئت دولت سرافكنده بيرون رفتند . يا مرگ يا استقلال شور و هيجان مردم وصف‌ناكردنى بود . در خيابان لاله‌زار نعره‌هاى مرگ بر خائنين بلند بود . دستجات مردم خاصه دانش‌جويان مدرسه سياسى تظاهرات مىكردند و هرلحظه فرياد برمىآوردند « مرگ يا استقلال » . همه‌جا احساس دلبستگى به وطن و شرف و آزادى و استقلال موج مىزد . علما راى به تحريم ( بايكوت ) كالاهاى انگليسى و روسى دادند . مردم حتى از سوار شدن به ترامواى اسبى خوددارى كردند به گمان اين‌كه مربوط به روسهاست . آن روز ترامواها خالى حركت مىكرد . اگر هم نادانسته كسى در تراموا نشسته بود ، زنان و جوانان و محصلين مدارس آنان را پياده مىكردند و همچنين شيشهء دكانهائى را كه كالاهاى روسى و انگليسى مىفروختند مىشكستند . آنگاه به هيئت اجتماع به سفارتخانهاى دول بيگانه مىرفتند تا از آنان براى احقاق حق خود دادخواهى كنند . پيش‌آمد اولتيماتوم موجب شد كه سه روحانى